به مناسبت ولادت حضرت زینب غزلی از شاعر جوان کشورمان، محمد ایرانی در ادامه می آید:

گرچه فرخنده شبی هست ولی تب داریم

اشک بر گوشه ی لبخند لبالب داریم

گوشه ی چادر یک خانم اگر خاکی شد

چادر سوخته ای آن سر مطلب داریم

روز اگر سخت بگیرند به خواهر اما

شکرِ این اشک غریبانه که در شب داریم

آسمان ها که زمین گیر و زمانزد شده اند

پس چه زیباست؛ زمینی «قمر عقرب» داریم

در پریشانی این قافله شک نیست ولی

بازهم چادر مشکی و مرتب داریم

ناامیدانه اگر سوخته شهری در تب

غصه ای نیست که ما حضرت زینب داریم



ادامـــه ی مـطــلــب

نظرات ()

لینک ثابت - نوشته شده توسط محمدحسن غفاری در جمعه 16 اسفند 1392 ساعت 08:56 ب.ظ